
.........
چرا میره جلو عقربه هی
متنفرم از ته دل
من از اول مهر
.......
اين روزهاي از همه جا بوي متفعني به مشام ميرسد.
اول مهر نماد تمامي بدبختيهاي حقيقي است كه سالهاست در دل و جان اين مرد رخنه كرده است و جزئي از زندگي نكبتبار آنان گرديد است. اول مهر بوي گند سازگاري را ميدهد، سازگاري با قدرت. اگر از رسانهها بوي گند دروغ به مشام ميرسد از گندابههاي علم و دانش بوي متعفن تسخير انسانيت ميآيد.
رسانههاي چشم و گوش و حواس انسانها را پر ميكنند و دانشگاها و مدارس فكر و شعور انسانها را تسخير ميكنند. عاشقان و شيفتگان اين شيوه جز از خودبيگانگاني بيش نيستند كه تنها نوكري زمامداران و قدرتمداران را ميكنند. آري، مدارس شكوفا كنندهي استعدادهاي فرزندان ما و تضمينكنندهي آيندهي درخشاني كه انتظار آنان را ميكشد، نيستند. بلكه فرزندان ما آيندهسازان اين آب و خاك هستند، آيندهاي كه نه براي آنان است نه برآورده كنندهي نيازهاي اصيلي كه ميبايستي با آنها رشد كنند. مدارس پادگانهاي علم و دانش نابي هستند كه نياز قدرتمداران است در رسيدن به قدرت و سرمايه و آيندهاي كه آنان خود ميخواهند. نام نخبه بر روي خود ميگذارند و آنچنان كه ميخواهند در اين گندابهها موجودات آيندهساز و از خود بيگانه را تربيت ميكنند.
مدارس نماد حقارت و بدبختي ملتي است كه جز بوي گند و متعفن علم مضحك (و به زبان امروزيتر علم بومي) سرمايهداران و قدرتمداران چيزي بيش نميباشد. كودكان تسخير شده نام واحد دانشاموز و دانشجو را بر پيشاني خود حك ميكنند تا به همگان از خود بيگانگي خود را به عرصهي ظهور رسانند و با افتخار از آن نام ببرند. اين است دنياي مدرن و بهشت زمينيان.
آنان (دانشاموزان و دانشجويان) هر لحظه پر ميشوند، اما نميدانند كه اين پر شدن از هيچ است و خالي شدن از انسانيت. اين علم سرمايهداري (شما بخوانيد بومي) نه تنها دوري از جهل نميباشد بلكه عين جهل ميباشد.
اي كورش كبيرِ دنيايِ باستان از خواب شيرين خويش برخيز و دنياي مدرن امروز را ببين كه چگونه موجودات از خودشيفتهاي كه اجير شده و نان خوردهي قدرتند علم ميآموزند. آنان كه مهر آزادي بر پيشاني دارند جايگاهشان خاك سرديست. اين سرزمين تو بود كه اينچنين به يغما رفت و انسانيت و كمال را فداي خودخواهيها و آرزوهاي عدهاي قليل كرديم و اينچنين علم را تبديل به وسيلهاي مضحك براي رسيدن به آن آرزوها كرديم.
فرياد امروز نه از براي ذات علم است بلكه فرياديست بر عليه وضع موجود فريادي بر عليه انحصاري كردن همه چيز حتي علم. فريادي بر عليه نابرابري و بيعدالتي كه در رسانهها و تبليغات درون شهري عين عدالت نشان ميدهند.
حال همچنان به خويشتن افتخار كنيد كه آيندهسازان اين جهان دورو و متعفن هستيد.
و شما نيز همچنان در خيال خام خود علم را به گند بكشيد و آن را بومي سازيد تا شايد دنيايي بهتر را براي آيند"ان به يادگار نهاديد.
پينوشت1: من دانشجوي دو رشتهي مهندسي مكانيك و فيزيك دانشگاه صنتعي شريف هستم با رتبهي 85 كنكور سراسري بنابراين اين نوشتار در راستاي بهانهاي براي درس نخواندن نيست و همچنان راه خويش را ادامه ميدهم. اين نوشتار تنها نگاهي است به علمي كه مياموزيم و نميدانيم چيست و از كجا آمده و به كجا ميرود و شورشي است بر عليه وضع موجود و تصحيح آن. و به معناي فرار از درس و مدرسه نمِيباشد.
پينوشت2: شايد نوشتار بعدي در مورد رسانه ملي بود.
پينوشت3: علم بومي هم خوب است و هم لازم اما نه با تعريفي كه دوستان عزيز از بومي شدن ارائه دادند.
.